آهنگ دیدم آن چشمۀ هستی که جهانش خوانند آنقدر آب کزان دست توان شست نداشت

آهنگ دیدم آن چشمۀ هستی که جهانش خوانند آنقدر آب کزان دست توان شست نداشت

دانلود آهنگ جدید دیدم آن چشمۀ هستی که جهانش خوانند آنقدر آب کزان دست توان شست نداشت با بالاترین کیفیت موجود با متن و پخش آنلاین ♬

آهنگ دیدم آن چشمۀ هستی که جهانش خوانند آنقدر آب کزان دست توان شست نداشت

دوستان عزیز، وقت آن رسیده که دنیای صداها را بگردیم! یک آهنگ جدید به نام دیدم آن چشمۀ هستی که جهانش خوانند آنقدر آب کزان دست توان شست نداشت وارد دنیای ما شده و آماده است تا شما را در غرش‌های شگفت‌انگیز خود غرق کند! آیا برای یک ماجراجویی صوتی آماده‌اید؟

آهنگ دیدم آن چشمۀ هستی که جهانش خوانند آنقدر آب کزان دست توان شست نداشت

در واقع، آهنگ دیدم آن چشمۀ هستی که جهانش خوانند آنقدر آب کزان دست توان شست نداشت یک سفر عجیب و غریب به دنیای احساسات است. هر نت مثل یک دیوانه در حال رقصیدن است و شما را به سوی آسمان می‌کشاند. بگذارید این صداهای آتشین شما را به سمت یک تجربه حماسی هدایت کنند و حس زندگی را در رگ‌هایتان به جریان بیندازند!

اگر شما هم مشتاقید که این آهنگ شگفت‌انگیز را تجربه کنید، به کراکن موزیک بیایید و دیدم آن چشمۀ هستی که جهانش خوانند آنقدر آب کزان دست توان شست نداشت را دانلود کنید. بگذارید این ملودی‌ها شما را در سفر بی‌پایانی از احساسات و رنگ‌ها همراهی کنند!

متن ترانه دیدم آن چشمۀ هستی که جهانش خوانند آنقدر آب کزان دست توان شست نداشت

بلبلی که خاموش شد
و با رفتنه او قلب دوست دارانش شکست
هنرمند شمعی بود جان فروز همه سود او از هنر رنج و سوز
نصیبش به جز رنج جان کاه نیست ز درد درونش کس آگاه نیست
آهنگ
نصیب هنرمند حسرت پرست همین نام نیک است از هرچه هست
آنکه محمل از بر عشاق بیدل بست و رفت
آن که محمل از بر عشاق بیدل بست و رفت وه که بر جای جرس دلها به محمل بست و رفت
رفتی و همچنان به خیال من اندری
رسانه معتبر موسیقی کراکن موزیک
رفتی و هم چنان به خیال من اندری گویی که در برابر چشمم مصوری
گویی که در برابر چشمم مصوری
رفتی و رفت جانو دلم در غفای تو
رفتی و رفت جان و دلم در غفای تو
خالی ست بر دو دیده ام ای دوست خالیست بر دو دیده ام ای دوست جای تو
شب ماه من نشست به محمل گذشت و رفت عمر عزیز بود که غافل گذشت و رفت
نشناختیم قیمت روز وصال را
نشناختیم قیمت روز وصال را این چند روز عمر به باطل گذشت و رفت
این چند روز عمر به باطل گذشت و رفت
دیدم آن چشمۀ هستی
دیدم آن چشمۀ هستی که جهانش خوانند آنقدر آب کزان دست توان شست نداشت
جای گریه است
جای گریه است بر این عمر که چون غنچۀ گل پنج روزیست بهای دهن خندانش
پنج روزی ست بهای دهن خندانش
از زندگانیم گله دارد جوانیم
از زندگانیم گله دارد جوانیم شرمندۀ جوانی از این زندگانیم
دارم هوای صحبت یاران رفته را
یاری کن ای اجل یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم
از زندگانیم گله دارد جوانیم
از زندگانیم گله دارد جوانیم شرمندۀ جوانی از این زندگانیم خدا
دارم به دل هوای صحبت یاران رفته را
یاری کن ای اجل یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم دوست
گوش زمین به نالۀ من نیست آشنا
من طایر شکسته پر من طایر شکسته پر آسمانیم
گوش زمین به نالۀ من نیست آشنا من طایر شکسته پر آسمانیم
گیرم که آب و دانه دریغم نداشتند
چون می کنند با غم چون میکنند با غم بی هم زبانیم
گفتی که آتشم بنشانی
گفتی که آتشم بنشانی ولی چه سود برخاستی که بر سر آب و آتش نشانیم
شمعم گریست زار ببالین که شهریار
من نیز چون تو من نیز چون تو همدم سوز نهانیم
شمعم گریست زار به بالین که شهریار من نیز چون تو همدم سوز نهانیم

لذت دانلود نیم بها از کراکن موزیک را تجربه کنید